کد خبر 114446
۲۴ دی ۱۳۹۲ - ۰۰:۰۰

آخرین بار/خاطره

آخرین بار/خاطره

من این دفعه بر نمی گردم

تهران_حیات کنار ماشین که رسید گفت: جورابم را جا گذاشتم. رفت داخل خانه و من را صدا زد. وقتی رفتم داخل گفت: با من مشکلی نداری؟ گفتم: نه گفت مادر من مثل مادر خودت است. من این دفعه بر نمی گردم و شهید می شوم. همین هم شد آن دفعه بار آخری بود که او را می دیدیم.   روایتی از زندگانی سردار شهید حاج یونس زنگی آبادیمنبع: کتاب مثل مالک

برچسب‌ها